نام شهر

 

در سفرنامه اعتضاد السلطنه به لاریجان، از چگونگی خوانش نام بومهن سخن رفته است. وی به روشنی، بومهن را به کسر((میم))دانسته و نه سکون(نوری،1390).
 

از نظر مفهومی نیز این اسم،کاربردهای گوناگونی داشته است. برهان لیمو دهی (1362) به نقل از کتاب ((مطلع الشمس))اثر اعتماد السلطنه، نویسنده دوره قاجار میگوید: ((این کلمه ظاهرا مرکب از ((بوم)) و((هن)) می باشد و ((هن)) به فارسی به معنی لرزه و چون بومهن از قراء دماوند است و به کثرت زلال معروف، ممکن است اینجا بومهن را گفته باشند، یعنی محل زلزله)).

 

دو منبع جداگانه دیگر شامل فرهنگ معین (1362) وکتاب عصرآریایی اشپیگل، درباره این واژه به همین مفهوم زمین لرزه اشاره کرده اند. یکی از نویسندگان، دیدگاه متفاوتی را در پیش گرفته است: ((چنانچه بومهن را براساس واژه اوستایی (بو+مهن: میهن) بکار ببریم، ازآن مفهوم میهن خوشبوی برداشت میشود و اگر آن را ترکیب بوم و هن بگیریم، معنایش جایگاه سزاوار و شایسته خواهد بود که البته معنای دوم دقیق تر است)).

 

در سرودهای شاعران برجسته، نام بومهن بیشتر در چم(معنای) زمین لرزه به کار رفته است. از فرهنگ شاهنامه فردوسی (به نقل از حاشیه برهان مصحح دکتر معین)میخوانیم:

 

یکی بومهن خیزد از ناگهان  *** برو بومشان پاک گردد نهان


در جایی دیگر از همین شاعر بلندآوازه داریم:

 

برآمد یکی بومهن نیمشب *** تو گفتی زمین دارد از لرزه تب

یا در سروده زیر:

                    پر از بومهن شد سراسرجهان *** ستاره هویدا وگردون نهان                     


تاریخ به روز رسانی:
1400/10/15
تعداد بازدید:
552
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0

مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
شماره تلفن
توضیحات    
خواندن کد امنیتی تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :
آمار سایت
کلیه حقوق این پایگاه متعلق به پایگاه اطلاع رسانی شهرداری بومهن می باشد.
Powered by DorsaPortal